نمونه پایان نامه - پایان نامه های ارشد

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید6- تشکیل مراحل کروی یا تخم مرغی شکل (مانند گامونت ها)
7 و 8- ورود گامونتهای آزاد در توده خون به روده کنه و تشکیل میکروگامونت‌ها که با تقسیم میکروگامونت‌های تک هسته‌ای ازدیاد می‌یابند و سپس به میکروگامت‌ها تبدیل می شوند.
9- ماکروگامت
10- زیگوت با واکوئل داخلی
--------------------------------------------------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net --------------------------------------------------- 11 و 12- تشکیل کینت متحرک از زیگوت غیر متحرک تخم مرغی درون سلولهای روده کنه
13- کینت ها در سیتوپلاسم غدد بزاقی مجدداً شروع به تقسیم هسته می کنند.
1-5-2- مرحله شیزوگونی در بدن حیوان:
در حین خون خواری کنه، اسپوروزوآیت‌های تک هسته ای به همراه بزاق به بدن گوسفند وارد می گردند. این اسپوروزوآیت ها به داخل عقده‌های لنفی منتقل شده و وارد لنفوسیت ها می‌شوند و بعد از گذشت 8- 5 روز از شروع آلودگی در عقده های لنفی قابل تشخیص هستند. ارگانیسم، سلولها را به انجام تقسیم میتوز تحریک می کند و لنفوسیت ها به لنفوبلاست مبدل می‌شوند. طی چند روز انگل‌ها در بافت های رتیکولواندوتلیال و عقده های لنفی تکثیر یافته و به صورت ماکروشیزونت های چند هسته‌ای در سیتوپلاسم سلول ظاهر می شوند. اینها همان اجسام آبی کخ هستند. ماکروشیزونت ها به طور متوسط دارای 8 هسته بوده و قطر هر کدام یک میکرون می باشد. ماکروشیزونت ها و هسته‌شان با پیشرفت بیماری رشد می کنند و اندازه متوسط آنها به 8/4 میکرون می رسد. سلول آلوده به ماکروشیزونت، تقسیم میتوز انجام داده و دو سلول آلوده دختر به وجود می آید. ممکن است در اثر تحریک این سلولها ماکروشیزونت ها آزاد گردند. این ماکروشیزونت ها قادرند وارد لنفوسیت های غیرآلوده شده و در نهایت به میکروشیزونت مبدل می شوند. لنفوسیت های حاوی میکروشیزونت پاره شده و میکرومروزوآیت ها را آزاد می کنند. مروزوآیت‌های آزاد و متحرک قادرند وارد گلبولهای قرمز شوند. مروزوآیت ها در داخل گلبول قرمز به میزان کم تقسیم دوتایی انجام داده و پس از خروج از گلبول، گلبولهای سالم را هم آلوده کرده و گامونتهای با اشکال گرد و بیضی انگل را می سازند (جاب و همکاران، 1991 ; ملهورن و والدروف، 1988 ; دولان، 1989).
2-5-2- مرحله گاموگونی در بدن کنه:
در حین تغذیهکنه، گلبولهای آلوده وارد بدن کنه می شود. در داخل روده کنه، از گامونت های آزاد که در داخل خون قرار دارند، میکروگامونت (گامت نر) و ماکروگامونت (گامت ماده) تولید و از لقاح این دو، زیگوت حاصل می شود. زیگوت وارد دیواره روده کنه شده و در طی دوره پوست اندازی کنه، از حالت بیضی و بی حرکت به شکل متحرک (کینت) در می آید. این مرحله حدود 6 روز پس از اتمام خون خواری نوچه ها صورت می‌پذیرد(دولان، 1989 ; سولزبی، 1982).
3-5-2- مرحله اسپوروگونی در بدن کنه:
بعد از پوست اندازی کنه و تماس مجدد با یک میزبان جدید، کینت های متحرک، روده را ترک و به همولنف مهاجرت کرده و سپس وارد سیتوپلاسم سلولهای غدد بزاقی می شوند. این سلولها معمولاً از آسینی های تیپ 3 و از نوع E می باشند. شایان ذکر است که 18 نوع سلول، سازنده غدد بزاقی هستند که در طی مرحله پوست اندازی و تکامل کنه تعداد آسینی های غدد بزاقی 100- 5 برابر افزایش یافته و کینت، سلول مناسب را انتخاب می نماید (یانگ و همکاران، 1983 ; گتلند و واکر، 1987 ; آنشورن و همکاران، 1988). کینت هایی که وارد سایر سلول‌ها شوند، زنده نخواهند ماند (آنشورن و همکاران، 1988). در مرحله بعد انگل ها وارد مرحله خاموشی (نهفتگی) می شوند یا آنکه یک رشد محدود را پشت سر می گذارند تا زمانی که بوسیله یک محرک مانند تغذیه مجدد کنه و یا گرما دوباره فعال شوند. آنگاه اسپوروگونی به سرعت رخ می دهد و در نهایت اسپوروزوآیت های رسیده آزاد شده و در بزاق کنه رها می شوند (دولان، 1989 ; سولزبی، 1982).
در زمان تقسیم، هسته کینت های باقیمانده تقسیم شده و اسپورونت ها را تولید می کنند. هسته و سلول میزبان در اثر آلودگی بزرگ می شوند. در داخل این سلولها هزاران اسپورونت به وجود می آید که این اسپورونت ها در هم رفته و جوانه هایی را تشکیل می دهند و از این جوانه ها اسپوروبلاست های اولیه به وجود می آید. از تقسیم اسپوروبلاست های اولیه به اسپوروبلاست های ثانویه، اسپوروزوآیت حاصل می شود. اسپوروزوآیت ها وارد مجاری غدد بزاقی می شوند، سلول میزبان و هسته از بین رفته و باقی مانده انگل نیز در سلول باقی می ماند (ملهورن و والدروف، 1988)
دار و همکاران در سال (1987) برای دیدن انگل ها در داخل سلول های آسینی غدد بزاقی کنه، قبل از ورود اسپوروزوآیت ها به داخل مجاری غدد بزاقی، از دو روش واکر و ایروین استفاده نمودند. در روش واکر هسته سلولهای آسینی دچار هیپرپلازی شده، و به رنگ سبز- آبی و در روش ایروین هسته به رنگ آبی متمایل به سبز با سیتوپلاسم صورتی رنگ دیده می شود (دار و همکاران، 1987).
6-2- روش انتقال تیلریا:
تیلریا به دو روش مکانیکی و بیولوژیکی منتقل می شود. روش بیولوژیکی خود شامل انتقال مرحله ای و انتقال داخل رحمی است. البته انتقال از طریق تخم نیز گزارش گردیده اما مورد تردید است . در سال 1982 این چهار روش انتقال توسط رابینسون گزارش گردید (رابینسون، 1982).
1-6-2- انتقال مکانیکی:
تا قبل از سال 1993 هیچ گونه مدرکی دال بر انتقال مکانیکی انواع تیلریا از طریق حشرات خونخوار، ذکر نشده بود (فوجی ساکی و همکاران، 1993). البته به صورت تجربی نیز از طریق خون آلوده و یا بافت آلوده به انگل و یا عصاره اندام آلوده از دام بیمار یا دامی که در حال بهبودی است،‌این انتقال صورت گرفته است. اگر خون در چند روز اولیه تب گرفته شده باشد، بیماری به راحتی از طریق زیر جلدی، داخل رگی و داخل عضلانی قابل انتقال می باشد (رابینسون، 1982).
2-6-2- انتقال مرحله‌ای:
چرخه زندگی در کنه های سخت شامل چهار مرحله تخم، نوزادی، نوچه ای و بلوغ می‌باشد. در هر کدام از این مراحل که آلوده شود، این آلودگی را به مرحله بعد منتقل می کند (رابینسون، 1982 و سولزبی، 1982). کنه فقط در یک مرحله قادر به انتقال بیماری است و در کنه های دو میز بانه فقط فرم بالغ می تواند ناقل باشد (رابینسون، 1982).
3-6-2- انتقال داخل رحمی:
بروز تیلریوز در سنین کمتر از 7 روزگی را به انتقال از طریق رحم نسبت داده‌اند (رابیسنون، 1982).
4-6-2- انتقال از طریق تخم:
این روش انتقال هنوز تایید نگردیده و مورد تردید است. هر چند انتقال از این طریق، برای کنه‌های هیالوما اکسکاواتم ذکر شده است (رابینسون،1982‌).
7-2- بیماری زایی:
از نظر بیماری زایی، گونه های مختلف تیلریا را به دو گروه تقسیم می‌کنند:
الف- گروهی که شیزونت آنها در سلول های لنفی رشد کرده و حالت های شدید بیماری را به وجود می آورند (این گروه، گروه لنفوپرولیفراتیو نیز نامیده می شود). درحقیقت شیزونت ها دارای اثرات پاتوژنیک اصلی می باشند. مانند تیلریا پاروا، تیلریا آنولاتا و تیلریا لستوکاردی (ایروین و موریسون، 1987).
ب) گروهی که پیروپلاسم آنها در گلبول های قرمز تکثیر یافته و باعث کم خونی می شوند و نسبت به گروه قبلی خفیف تر می باشند. (این گروه، گروه هموپرولیفراتیو نیز نامیده می شود). مانند تیلریا موتانس و تیلریا سرجنتی (رودوستیس و همکاران،2007).
بیماری با بزرگ شدن عقده های لنفی آغاز می شود بدین صورت که با گزیده شدن دام توسط کنه، اسپوروزوآیت ها وارد نزدیک ترین عقده لنفی در محلی گزش می شود و بعد از ورود به داخل لنفوسیت ها باعث تحریک آنها به انجام تقسیمات میتوزی و تبدیل به لنفوبلاست می شوند.لنفوبلاست‌ها به همراه انگل تقسیم شده و دائماً بر تعداد آنها افزوده می‌گردد. متعاقب این تقسیمات عقده لنفی بزرگ می شود (رودوستیس و همکاران،2007). سایر عقده های لنفی یا از طریق لنفوبلاست ها و از طریق جریان لنفی درگیر می شوند و یا شیزونت های آزاد، لنفوسیت های سایر نقاط را مورد تهاجم قرار داده و روند ذکر شده طی می گردد (فیشر و همکاران، 1990).
در توجیه برخی از پدیده های بیماری، سمومی که توسط شیزونت ها آزاد می شود مورد توجه قرار گرفته اند (هاشمی فشارکی، 1365).
در مورد چگونگی ایجاد تب از زمان شروع علایم بیماری تا انتهای آن آزمایشی صورت گرفت تا مشخص شود که کدام فرم انگل مولد تب می باشد. بدین منظور تعدادی گوساله را به سویه آگاموژن تیلریا مبتلا نمودند. سپس طحال را در گوساله هایی که زنده مانده بودند برداشتند. علیرغم درصد بالای پارازیتمی، کم خونی و بیلی روبینمی حالت ملایم داشت و کاهش انگل هم با افزایش مشخص از گلبول های سفید در خون خصوصاً لنفوسیت ها منطبق شد. در هیچ کدام از مراحل بالا تب بروز نکرد، بنابراین نتیجه گرفته شد که فرم پیروپلاسمی انگل نمی تواند مولد تب باشد (هوشمند راد، 1976). به نظر می‌رسد که آلودگی لنفوسیت ها و تحریک آنها توسط انگل باعث ترشح لنفوکین می‌شود. لنفوکین ها به نوبه خود باعث تحریک لکوسیت های بدن و آزاد شدن عوامل تب زای داخلی و افزایش دمای بدن می شوند (بلاد و همکاران، 1989) . عوامل تب زا توسط گرانولوسیت‌ها، مونوسیت‌ها و ماکروفاژها تولید می شوند (رودوستیس و همکاران،2007). در ضمن حداقل تعداد گلبول های قرمز مربوط به آخرین روز واکنشهای حرارتی و انگلی در دام بوده و بعد از آن در صورت بقاء دام بر میزان آنها افزوده می شود (هاشمی فشارکی، 1991). همچنین ظهور اجسام آبی کخ نیز همزمان با بروز تب گزارش گردیده است (مه‌تا و همکاران، 1988).
کم خونی در تیلریوز به عوامل مختلفی نسبت داده می شود. نایتز معتقد است که آزاد شدن سموم توسط شیزونت ها بر دستگاه خون ساز اثر کرده و باعث کم شدن فعالیت آن و در نتیجه ایجاد کم خونی می گردد (نیتز، 1957).
هوشمندراد (1976)، مکانیزم خود ایمن را در این ارتباط موثر دانست و بیان نمود شیزونت‌ها به طور غیرمستقیم بر روی گلبول های قرمز اثر کرده و باعث ظهور آنتی بادی های اتوهماگلوتینین در حیوان می شوند.
دو تئوری عمده در ارتباط با چگونگی توسعه اثر آنتی بادی بیان شده است که در ذیل به آنها اشاره می گردد:
1- عوامل مختلفی که بر روی گلبولهای قرمز تاثیر می گذارند، مانند تک یاخته تیلریا، غشای گلبول قرمز را تغییر شکل داده و یا آنتی ژن های جدیدی بر روی آن می سازند و یا آنتی ژن های پنهان، آشکار شده و در نتیجه علیه آنها آنتی بادی به وجود می آید (شالم و جین، 1986‌).
2- سیستم ایمنی دچار تغییر شده و گلبول های قرمز را به صورت اجسام خارجی در نظر می گیرد و آنتی بادی علیه آنها تولید می شود. بهترین روش برای اندازه گیری اتوآنتی بادی های ضد گلبول قرمز، تست کومبس می باشد که به دو طریق مستقیم و غیر مستقیم صورت می گیرد، آنتی بادی های حاصله، IgM و IgG می باشند. در بیشتر موارد، IgG به تنهایی و در موارد کمتر به همراه IgM و در موارد بسیار نادر IgM به تنهایی گزارش شده است فاگوسیتوز گلبولهای قرمز وابسته به غلظت کم آنتی بادی IgG به تنهایی یا همراه فعالیت کم کمپلمان (c΄3b) بر روی سطوح گلبولهای قرمز است. در رابطه با خروج گلبولهای قرمز از جریان گردش خون در طی کم خونی های اتوایمیون گفته شده که بعد از این که گلبول قرمز در معرض آنتی بادی قرار گرفت، توسط مونوسیت ها خصوصاً‌در طحال شناسایی شده و به صورت سلولهای گرد و کروی و فاقد منطقه کم رنگ داخلی (اسفروسیت) در آمده و در طحال از جریان خون خارج می شود. در مسیر دیگر کمپلکس اریتروسیت، آنتی بادی و کمپلمان، یا فاگوسیته شده و یا مستقیماً‌در داخل عروق تخریب می گردند و نهایتاً گلبول های تخریب شده توسط طحال برداشته می شوند.
وجود اسفروسیت در گسترش خون نشانه تخریب گلبول با واسطه ایمنی است (شالم و جین، 1986). در رابطه با چگونگی ایجاد ادم ریوی و به وجود آمدن سرفه در دامهای مبتلا به تیلریوز، فعالیت سیستم کمپلمان را موثر دانسته اند. تولیدات سیستم کمپلمان یعنی C5a , C3a مستقیماً باعث انقباض عضلات صاف شده و نفوذ پذیری عروق ریه را افزایش می دهند. یعنی به همان صورتی که آمین های فعال کننده عروق، مترشحه از ماست سل ها این کار را انجام می‌دهند. بنابراین مشخص شده است که تشکیل لنفوسیت های آلوده در ریه قادر است ادم ریوی ایجاد کند (ایروین و موریسون، 1987).
در دام های مبتلا به تیلریوز، لکوپنی همزمان با شروع تب و آشکار شدن اولین ماکروشیزونت در گسترش عقده لنفی می باشد (پرستون و همکاران، 1992). مکانیزم متلاشی شدن لنفوسیت ها ناشناخته است. هر چند آلودگی با انگل تیلریا ممکن است باعث تخریب سلول مربوطه گردد، اما مشخص نشده که چگونه طیف وسیعی از این سلولها نابود می گردند. مکانیزم اولیه متلاشی شدن لنفوسیت ها احتمالاً ‌به خاطر افزایش تعداد سلولهای تخریب شده و آزاد شدن مواد موجود در این سلول های مرده است که اثرات سمی داشته و روند تخریب را سرعت می بخشد (ایروین و موریسون، 1987).
پورنل و همکاران (1974) نشان دادند که وخامت بیماری تیلریوز به شدت آلودگی سلول های غدد بزاقی کنه وابسته اند و نه به تعداد کنه های موجود بر روی بدن دام. از طرفی ظهور و اندازه جمعیت ماکروشیزونت ها، میکروشیزونت ها، پیروپلاسم ها و زمان وخامت تب وابسته به دوز اسپوروزوآیت های تلقیح شده می باشد (پرستون و همکاران، 1992).
8-2- ایمنی در تیلریوز:
گوسفند و بزهای بهبود یافته از بیماری دارای یک دوره پیش زینهاری هستند که برای چندین سال دوام می یابد، طوری که شاید به همین علت میزان تلفات در بین گوسفندان بالغ در مناطق آلوده از 16 درصد تجاوز نمی کند (هوشمند راد، 1989).
گفته شده در بین تیلریا لستوکاردی و تیلریا اویس ایمنی متقاطع وجود ندارد. از طرفی برداشت طحال نمی تواند باعث افزایش سطح انگل در خون دام شود (حدادزاده، 1374 و سولزبی، 1982).
از نظر سلولهای میزبان تیلریا لستوکاردی، (هوشمند راد،1993)، نشانه هایی را مبنی بر نقش احتمالی ماکروفاژها به ویژه ماکروفاژهای ریه به عنوان سلول میزبان شیزونت تیلریالستوکاردی شناسایی کرده اند. در این بررسی ها نقش سایر سلولهای لنفوئیدی به عنوان میزبان شیزونت تیلریا لستوکاردیمورد تایید قرار نگرفته است.
احتمالاً ورود اسپوروزوآیت تیلریا لستوکاردی به سلولها از طریق بیگانه خواری ماکروفاژها صورت می‌گیرد و این انگل‌ها قادرند با فرار از سیستم ایمنی حتی در ماکروفاژها نیز تکثیر یابند (حدادزاده، 1374).
9-2- علایم بالینی:
علایم بالینی تیلریوز که توسط گونه های مختلف تیلریا به وجود می آیند، تقریباً مشابه یکدیگر می باشد. تیلریوز، یک بیماری بسیار بدخیم در گوسفند و بز می باشد. میزان آلودگی و درصد مبتلایان ناشی از بیماری تیلریوز بدخیم در گوسفند را تا 100 درصد و مرگ و میر ناشی از آن در مناطق اندمیک،‌تا 100 درصد گزارش کرده اند (بهاری، 1373 ; حدادزاده، 1374).
دوره کمون بیماری بسته به اینکه تک یاخته به وسیله کنه یا از پاساژ خون و یا تزریق لکوسیت‌های شیزونت دار به حیوان سالم و حساس منتقل گردد، فرق می کند (مه تا و همکاران، 1988). دوره کمون تیلریوز بین 9 تا 25 روز و متوسط 15 روز ذکر شده است (بارنت، 1977). البته دوره کمون بیشتر از 5 ماه هم گزارش شده است (ملهورن و والدروف، 1988). در دام هایی که طحالشان برداشته شده باشد، دوره کمون بسیار کوتاه می باشد (مه تا و همکاران، 1988).
دوره آلودگی و عفونت ممکن است به صورت های متفاوت فوق حاد، حاد، تحت حاد و مزمن بروز کند (لوین، 1983 ; ایروین و موریسون، 1987). با این حال در دام های حساس، فرم حاد معمول تر است (ملهورن و والدروف، 1988).
بیماری با بزرگ شدن عقده لنفی از روز 5 تا 6 شروع می شود که پس از طی دوره کمون به حدود 2 تا 3 برابر حجم اولیه می رسد (هاشمی فشارکی، 1365). تورم به صورت یک طرفه یا دو طرفه خصوصاً در عقده لنفی پیش کتفی دیده می شود (آنشورن، 1988). عقده های لنفی در ابتدای بیماری ممکن است به حد طبیعی برسند (جاب و همکاران، 1991).
همزمان با تورم عقده های لنفی، تب نیز ظاهر می شود که حدود 41-40 درجه سانتی‌گراد، متوسط 2/40، ذکر شده و تا مرحله مرگ یا برگشت از بیماری ادامه می یابد. متعاقب تب، بی اشتهایی و کم شدن حرکات دستگاه گوارش شروع شده و معمولاً دو روز قبل از مرگ این حرکات کاملاً ‌متوقف می شوند (هاشمی فشارکی، 1365).
به علت کاهش حرکات، در اکثر مواقع یبوست و گاهی اوقات، مراحل آخر بیماری، اسهال گزارش شده است که همراه با خون و موکوس می باشد. ضعف عمومی دام به همراه ادم ریوی گزارش شده که می تواند باعث مرگ دام می شود (سولزبی، 1982). این حالت به همراه کم خونی باعث بالا رفتن تعداد تنفس به حدود 80-40 درصد در دقیقه می گردد (هاشمی فشارکی، 1365) و تنگی تنفس و سرفه در دام ظاهر می شود. تنفس با دهان باز و شکمی صورت می گیرد. آبریزش از بینی و چشم و تورم پلک ها نیز گزارش شده است (مه تا و همکاران، 1988). کم خونی در دام دیده شده و وجود بیلی روبینمی (هوشمند راد، 1976) و بیلی روبینوری همیشگی است (لوین، 1983). بافت ملتحمه چشم و مخاط واژن در ابتدا حالت پرخون داشته و سپس به صورت رنگ پریده و بعد زرد رنگ در می آیند که بسیاری از اوقات به همراه خون ریزی های پتشی می باشند (لوین، 1983 و مه تا و همکاران، 1988). کدورت قرنیه نیز در برخی از دامها گزارش شده است (مه تا و همکاران، 1988). مرگ و میر بین 8 تا 15 روز بعد از علایم حادث می شود (گلاس و گرشون، 1984). در مراحل آخر بیماری نیز لرزش عضلات خصوصاً در قسمت سر و گردن و زمین گیر شدن دام و قرارگرفتن گردن به داخل یا پهلو گزارش شده است (جاب و همکاران، 1991 و یاگی و همکاران، 1991). در فرم فوق حاد، دام 4-3 روز بعد تلف می شود. در فرم ملایم نیز یک تب خفیف وجود دارد که ممکن است همراه با کم خونی ملایم باشد (لوین، 1983). دام ها ممکن است آرام و بی اشتها شده و تعداد تنفس افزایش یابد و معمولاً بی رنگی غشا های مخاطی آشکار است. در مراحل بعدی زردی ایجاد می شود اما هموگلوبین یوری دیده نمی شود. زردی معمولاً در موارد آلودگی با تیلریا لستوکاردی و تیلریا آنولاتادیده می شود (یانگ و همکاران، 1981).
10-2- جراحات کالبدگشایی تیلریوز :
1-10-2- جراحات ماکروسکوپیک:
بارزترین ضایعات شامل ادم ریوی، هیپرمی و آمفیزم همراه با هیدروتوراکس و هیدروپریکارد است. ترشحات کف آلود در مجاری هوایی وجود دارد. لاشه لاغر است و نقاط متعدد خون ریزی در عقده لنفی، کلیه، عضلات، زیر زبان و واژن وجود دارد. همچنین بزرگ شدن کبد، طحال، عقده های لنفی و زخم های شیردان و روده دیده می شود. ندول های لنفاوی کوچکی در کبد، کلیه و دستگاه گوارش نیز یافت می شود. در صورت طولانی شدن دوره بیماری، ممکن است ارگان های لنفاوی کوچک، تحلیل رفته باشند (جاب و همکاران، 1991).
2-10-2- جراحات میکروسکوپیک:
افزایش سلول های لنفوبلاستوئید و نفوذ لنفوسیت ها در شیردان،کبد، کلیه، روده، ریه و مغز استخوان و وجود درجات مختلف از نکروز در ارگان های لنفاوی ریه ها، کبد، کلیه و دسگاه گوارش مشاهده می شود که مشابه تومور لنفوئیدی چند کانونه است. برخی از لنفوبلاست ها حاوی شیزونت هستند که در گسترش بافتی رنگ شده با گیمسا از عقده لنفی بهتر دیده می شوند. نمونه برای بررسی پاتولوژیک باید شامل عقده لنفی، ریه، کلیه، طحال و هر ارگانی که ضایعه واضح دارد، باشد (جاب و همکاران، 1991).
11-2- تغییرات خونی در تیلریوز بدخیم گوسفند :
کاهش میزان هموگلوبین و هماتوکریت و تعداد گلبولهای قرمز مشاهده می شود که برخی علل آن تخریب گلبول قرمز آلوده و غیر آلوده توسط ماکروفاژها در طحال، غدد لنفی و سایر ارگانهای سیستم رتیکولواندوتلیال است. وقوع کم خونی توسط پژوهشگران گوناگون گزارش شده است.
بر اساس مطالعات انجام شده کاهش مقدار هموگلوبین و تعداد گلبول قرمز و در نهایت کم خونی، در تیلریوز تجربی گوسفند مشاهده شد . برعکس تعداد گلبول های سفید خون دام های بیمار، در ابتدای بیماری افزایش و در مراحل آخر کاهش می یابدکه مشابه تومور لنفوئیدی چند کانونه است. برخی لنفوبلاست ها حاوی شیزونت هستند که در گسترش بافتی رنگ شده با گیمسا از عقده لنفی، بهتر دیده می شوند (جاب و همکاران، 1991;رودوستیس و همکاران،2007).
تخریب سلولهای سیستم منوسیت ماکروفاژی، پرخونی غدد لنفاوی و خیزدار بودن بافت لنفاوی نیز مشاهده شده است. سینوزوئیدهای لنفی گشاد و حاوی سلولهای اندوتلیال و تعداد کمی گلبول سفید چند هسته ای هستند (حدادزده، 74-1373).
هوشمند راد و حاوا اعلام کردند در خون جداری، تا 15 درصد از گویچه های قرمز خون محیطی دارای انگل هستند. خون تغییرات جبران پذیر و جبران ناپذیر را نشان می دهد (هوشمندراد و حاوا، 1973).
12-2- تشخیص :
تشخیص بیماری تنها براساس علایم بیماری دشوار است. بهترین راه تشخیص، تهیه گسترش از بافت ها به ویژه عقده های لنفاوی و مشاهده شیزونت های تک یاخته تیلریا می باشد. راه دیگر تشخیص، تهیه گسترش از خون جداری و مشاهده اشکال پیروپلاسمی داخل گلبول قرمز است. راه دیگر این است که مقداری از خون این دام را به گوسفند سالم تزریق کرده و پس از سپری شدن دوره کمون (حدود 14 روز) بیماری در گوسفند مورد بررسی قرار گیرد. برای تشخیص آزمایشگاهی دقیق و قطعی موارد زیر توصیه شده است: آزمایشات خون شناسی، ریخت شناسی اشکال داخل گلبول قرمز، تست های سرولوژیکی، روش واکنش زنجیرهای پلیمراز (حدادزاده،1374 ).
13-2- آدنوزین دآمیناز
آدنوزین دآمیناز یک آنزیم سیتوپلاسمی است که برای تولید و تکثیر لنفوسیتها ضروری است (بوث و همکاران،2012). این آنزیم به خصوص در سیستم لنفاوی مانند ندولهای لنفی، طحال و تیموس یافت میشود (کریستالی و همکاران، 2001). تحقیقات نشان میدهد آدنوزین دآمیناز فقط در درون سلول نیست و در خارج سلول نیز آن را میتوان یافت که برای اتصال به غشا سلول 3 مولکول در سطح غشا وجود دارد (صبوری، 2003). آدنوزین دآمیناز یک گلیکوپروتئین است که از یک رشته پلیپپتیدی با 311 اسید آمینه تشکیل شده است. این آنزیم در سال 1984 توالی یابی شد (دادونا، 1984). آدنوزین دآمیناز 2 ایزوآنزیم دارد که به صورت ADA-I و ADA-II نامیده میشوند (نیدزویکی، 1991).
ساختار کریستالی آدنوزین دآمیناز در موش به صورت یک پلیپپتید 8 رشتهای است از رشتههای موازی آلفا و بتا میباشد. این رشتهها به وسیلهی 9 باند هیدروژنی به هم متصل شدهاند. در انتهای رشته بتا COOH-terminal قرار دارد که جایگاهی برای مهار کنندههایا جایگاهی برای یون روی میباشد.عنصر روی، کوفاکتور آنزیم آدنوزین دآمیناز است (ویلسون و همکاران، 1991).
بسیاری از آنزیمها در سنتز پورینها دخالت دارند که آدنوزین دآمیناز یکی از آنها میباشد. آدنوزین دآمیناز در تمام بافتهای بدن پستانداران حضور دارد. PNP و XOD نیز از آنزیمهای مسیر سنتز پورین هستند. PNP یک آنزیم سلولی است و مانند آدنوزین دآمیناز در بافتهای بدن توزیع زیاد ی دارد. همچنین از سلولهای T تمایز یافته آزاد میشود. اما بیشترین مکان فعالیتش در گرانولوسیتهای خون محیطی و بافتهای لنفوئیدی است (موریواکی و همکاران، 1999).
همهی ایزوآنزیمهای آدنوزین دآمیناز و بخصوص ایزوآنزیم ADA-II در مرحله ی عود کنندهی لوپوس اریتماتوس سیستمیک افزایش مییابد زیرا ماکروفاژها منبع اصلی ایزوآنزیم ADA-II هستند و این سلولها در این بیماری افزایش مییابند (ریبرا و همکاران، 1987). همچنین افزایش آدنوزین دآمیناز را در بیماری همولیتیک بدون اسفروسیت مزمن نیز میبینیم (صبوری، 2003).ری و همکاران (2010) اظهار داشتند که میزان آدنوزین دآمیناز در التهاب و سرطان معده در اثر آلودگی با هلیکتوباکتر پیلوری افزایش مییابد(ری و همکاران، 2010). افزایش میزان آدنوزین دآمیناز در سرم خون در تشخیص بیماری AOSD که بیماریای با سبب شناسی ناشناخته میباشد، بسیار کمک کننده است(زان و همکاران،2012). گزارش شده که در سرم حیوانات اهلی در اثر بیماریهایی مانند کم خونی گاوها، هپاتوپاتی سگها و دیستروفی عضلانی برهها میزان آدنوزین دآمیناز افزایش مییابد(آلتوگ و همکاران،2007).
کاهش عملکرد آنزیم آدنوزین دآمیناز در SCID میباشد (صبوری، 2003). کاهش فعالیت آدنوزین دآمیناز سرم در گربههای آلوده به رتروویروس، گربههایی که با متیل پردنیزولون درمان شدهاند و در سگهایی که Deoxycoformycinـ2 که یک مهارکننده اختصاصی آدنوزین دآمیناز است، تجویز میشود گزارش شده است(آلتوگ و آگوگلو، 2007، آلتوگ و همکاران،2007).
عملکرد غیر نرمال آنزیم آدنوزین دآمیناز در برخی سرطانهای خون قابل مشاهده است (مورای و همکاران، 1985). این عملکرد غیر نرمال در AIDS(مورای و همکاران، 1985)، سل(بانالز و همکاران،1999)، استرس(میاهارا و همکاران، 1998) و بیماری پارکینسون نیز دیده شده است (کیبا و همکاران، 1995).
مهارکنندههای آنزیم آدنوزین دآمیناز داروها یا شبه داروهایی هستند که بر ضد سرطان یا بیماریهای ویروسی استفاده میشوند و آنالوگ آنزیم آدنوزین دآمیناز هستند (صبوری، 2002).
14-2- سیتوکینها
دفاع در برابر ارگانیسمهای بیگانه نظیر ویروسها یا باکتریها توسط ایمنی طبیعی (ذاتی) و ایمنی اختصاصی (اکتسابی) انجام میگیرد. مرحله عملیاتی یا مؤثر در ایمنی طبیعی و ایمنی اختصاصی با هورمونهای پروتئینی بنام سیتوکینها همراه است. در ایمنی ذاتی سیتوکینهای مؤثر را بیشتر بیگانه خوارهای تک هستهای تولید میکنند، بنابراین به آنها مونوکین میگویند. مونوکینها اگرچه پس از تحریک بیگانه خوارهای تک هستهای با میکروبها ترشح میشوند اما لنفوسیتهای T تحریک شده با آنتی ژن (بخشی از ایمنی اختصاصی) نیز باعث القای تولید مونوکینها از سلولهای بیگانه خوار میشوند (ارای و همکاران، 1990). در ایمنی اختصاصی بیشتر سیتوکینها از لنفوسیتهای T فعال شده تولید میشوند. بنابراین این مولکولها را لنفوکین مینامند. سلولهای T سیتوکینهای گوناگونی را ترشح میکنند که در تنظیم رشد و دگرگونی (تمایز) جمعیتهای مختلف لنفوسیتی موثر هستند و نقش بسیار مهمی در (مرحله فعال شدن) پاسخهای ایمنی وابسته به سلول T دارند (ارای و همکاران، 1990)
فعالیت سایر سیتوکینهای حاصل از لنفوسیت T، فعال کردن و تنظیم سلولهای التهابی از قبیل بیگانه خوارهای تک هستهای،‌نوتروفیلهاو ائوزینوفیلهامیباشند. این سیتوکینها مولکولهای عملیاتی (اثرگذار) ایمنی سلول و مسئول ارتباط بین سلولهای ایمنی و سیستم التهابی هستند. بالاخره، ‌هم لنفوسیتها و هم بیگانهخوارهای تک هستهای، ‌سیتوکینهای دیگری تولید میکنند که به آنها عوامل محرک رده سلول (CSFs) گفته میشود این سیتوکینها رشد و تمایز لکوسیتهای نارس در مغز استخوان را تحریک و منبع ذخیرهای از سلولهای التهابی را فراهم میکنند (ارای و همکاران 1990).

پاسخ دهید